من
When you have everything What Could You Possiby Desire ? The One You Loved The Most به طرز مسخره ای فکر میکنم قراره روز تولدم یه اتفاق غیر منتظره و عجیب بیوفته !!! اومدم معذرت خواهی کنم هی می گفت مهسا جان تویی ؟ هی می گفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم ! باز می گفت مینا جان تویی مادر ؟می گفتم نه مادر جان اشتباه شده ببخشید ! اسم سوم رو که گفت دلم شکست ، گفتم آره مادر جون ، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم... اونقدر ذوق کرد که چشام خیس شد ... اولین کلمه . اولین قدم . اولین دوچرخه. اولین روز مدرسه . اولین معلم . اولین دوست . اولین نگاه . اولین دیدار . اولین عشق ... و یه عالمه اولین دیگه بعضی ازین اولین ها وقتی به یاد آدم میاد یه لبخند و یه خاطره ی خوش میاد سراغمون اما وقتی یاد بعضیاشون میوفتی ناراحت میشی اخم میکنیو چهرت غمگین میشه پ ن : I promised myself I would not cry انقدر که خودت یادت میره چندهزار بار خواستی یا به خاطرش گریه کردی و خدا اخواستتو بهت نداده شک نکن که قراره یه بهترشو بهت بده پ ن : آره . ما همچین خدایی داریم پ ن ۲ : عاشقتم خداجونم . بوس بوس میگم خب یه گاز اشک آوری شوکری چیزی میخرم میزارم توی کیفم میگه تا تو بیای اونو از توی کیفت دربیاری کیفتو خودتو باهم زده میگم الان داری بهم قوت قلب میدی ؟ میگه نه . دارم یه کاری میکنم بزاری هر شب تا در خونتون برسونمت این کلاسمون از اسکیو مسافرت دسته جمعی بیشتر خوش میگذره از بس میخندیم اگه همه استادا به این باحالی باشن هیچ دانشجویی کلاسو نمیپیچونه


